«به نام حی دادار»
قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللّهِ وَاصْبِرُواْ إِنَّ الأَرْضَ لِلّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ - اعراف - ۱۲۸
موسى به قوم خود گفت: «از خدا يارى جوييد، و استقامت پيشه کنيد، که زمين از آن خداست، و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد، واگذار مىکند؛ و سرانجام (نيک) براى پرهيزکاران است!»
به مدرسه برمي گردم
فرار از مدرسه بيشتر در نوجوانان مبتلا به اختلا لا ت رواني، سايکوپات ها، حالا ت اضطراب و نظاير آن ديده مي شود. در اين حالت نوجوان از مدرسه فرار مي کند و به منزل نمي رود. پدر و مادر از غيبت فرزند از مدرسه اطلا عي ندارند، يعني در حقيقت نوجوان از مدرسه و منزل هر دو فرار مي کند. ترس از مدرسه را بايد با فرار از مدرسه فرق گذاشت.
فرار از مدرسه بيشتر در نوجوانان مبتلا به اختلا لا ت رواني، سايکوپات ها، حالا ت اضطراب و نظاير آن ديده مي شود. در اين حالت نوجوان از مدرسه فرار مي کند و به منزل نمي رود. پدر و مادر از غيبت فرزند از مدرسه اطلا عي ندارند، يعني در حقيقت نوجوان از مدرسه و منزل هر دو فرار مي کند. اين کودکان با اين عمل مقررات مدرسه را زيرپا مي گذارند و از قوانين متداول اجتماعي تحصيلي و خانوادگي پيروي نمي کنند. اکثر اين کودکان پس از فرار از مدرسه با افرادي نظير خودشان به عياشي، دزدي ورفتارهاي سايکوپاتيک مي پردازند يا اينکه بدون هدف معين در خيابان ها پرسه مي زنند، اين نوجوانان اغلب کم استعداد و اکثرا در تطابق و سازش خود با محيط هاي تحصيلي و خانوادگي اشکال دارند.
معمولا شرايط منزل نيز ناگوار است و در واقع نوجوان نه دل خوش از خانه دارد و نه علا قه اي به مدرسه و به راحتي هر دو را ترک و کوچه را انتخاب مي کند. نوجوانان گريزان از مدرسه اگر هم استعداد خوبي داشته باشند، از نظر عاطفي سالم نيستند و رفتارشان در منزل و مدرسه طبيعي نيست، اما نوجواناني که از رفتن به مدرسه امتناع مي کنند، اکثرا از خانواده هاي طبقات بالا ي اجتماعي هستند و رفتارشان در مدرسه بهتر و آرام تر از ساير شاگردان است.
به نظر تايمرمن (1966) نوجواني که ترس از مدرسه دارد نزد مادرش مي ماند، ولي نوجوان فراري از مدرسه در خيابان هاي شهر گردش مي کند. نيمي از اين نوجوانان فراري از مدرسه ميان همسالا ن خويش محبوبيتي ندارند و نيم ديگر آنها مرتکب خلا ف و لغزش مي شوند.
به نظر تايمر عوامل موثر در خانه عبارتند از:
طرد شدگي، سخت گيري هاي افراطي، انضباط متناقض و بي ثبات، کتک زدن، بي نظمي والدين بي علا قه، محيط زيست و همسايگي بد، ناشادي در خانه يا مدرسه، پرجمعيت بودن خانواده، جدايي کودک از مادر در اوايل کودکي يا جدايي از پدر پس از سن 5 سالگي.
در اين موارد معمولا نوجوان در انجام تکاليف و کار مدرسه اي ضعيف است، ليکن مشکل در بي علا قگي به مدرسه يا معلم نيست. تنبيه صرفا اين گريز را تشديد کرده و به صورت پيچيده تري درميآورد. در بيشتر اوقات فرار از مدرسه با دروغگويي همراه خواهد بود. اين افراد با مهارت به دروغ گفتن مي پردازند و طوري وانمود مي کنند که از مدرسه غيبت نداشته اند.
به طور خلا صه بايد گفت که فرار از مدرسه حالتي است که نوجوان سالم بدون عذر موجه از حضور در مدرسه خودداري کند و غيبت او غيرقانوني يا غير موجه شناخته شود. در بعضي کشورها که بين سنين 6 تا 14 سالگي تعليمات اجباري است، حتي اگر والدين باعث اين عمل شده باشند به دادگاه احضار مي شوند و مجازات هاي خاصي درباره آنها به مورد اجرا گذاشته مي شود.
لا زم به ذکر است که در مورد ترس از مدرسه و فرار از مدرسه تفاوت هايي وجود دارد. نوجوان مبتلا به ترس از مدرسه با مراقبت شديد مادرانه، اختلا ل در غذا خوردن، دردهاي شکمي، حالت تهوع و مشکلا ت خواب و علا يم باليني (اضطراب) مشخص مي گردد، در حالي که نوجوان گريزان از مدرسه با بي ثباتي در تعليم خانواده، دروغگويي دائمي، فرار از خانه و دزدي از خانه معرفي مي گردد. متخصصان و روانکاوان تعليم و تربيت معتقدند که نوجوان مبتلا به ترس از مدرسه با ترس هاي بيمارگونه در ارتباط با حضور درمدرسه، شکايت مداوم جسماني، ارتباط و همزيستي بيش از حد با مادر و تعارض بين پدرها و مادرها و مديريت مدرسه توصيف مي شوند.
به طور خلاصه نوجواني که ترس يا هراس از مدرسه دارد ظاهرا با عوامل مربوط به ترس و اضطراب به بهترين وجهي مشخص مي شود، در حالي که نوجوان گريزان از مدرسه با رفتار بزهکارانه تعريف مي گردد. نکته آخر اين که نوجوانان مبتلا به ترس از مدرسه ممکن است از نظر پيشرفت تحصيلي ضعيف نباشد و حال آنکه نوجوانان گريزان از مدرسه معمولا شاگرداني ضعيف هستند.
علل فرار از مدرسه
ترس و دلهره از عدم توانايي انجام تکاليف، مواجه شدن با چهره آموزگار جديد، آشنا شدن با دوستان و همکلاسي هاي جديد و... مواردي هستند که همواره ذهن بعضي از نوجوانان را به خود مشغول مي کند.
اينگونه معضل به مرور زمان و پس از سپري شدن هفته هاي اول سال تحصيلي، برطرف مي شوند و به اين ترتيب جاي نگراني از اين بابت وجود نخواهد داشت، اما عده اي ديگر از نوجوانان آن قدر از درس و مدرسه متنفر و بيزارند که اينگونه نوجوانان هم براي خود و هم براي والدين و مربيانشان مشکل آفرين بوده و شناخت علل و انگيزه هاي اين رفتار بسيار لازم و ضروري است.
براي ريشه يابي رفتارهاي چنين کودکاني بايد علل مختلفي را که باعث پديد آمدن اين دسته از اختلافات رفتاري مي شوند، مورد بررسي قرار داد که عبارتند از:
خانواده هاي از هم گسيخته: مشاجرات لفظي، نزاع و کشمکش، عدم تفاهم اخلاقي و عقيدتي، طلاق و متارکه، فوت يکي از والدين و... از جمله عواملي هستند که مي توانند باعث از هم پاشيدگي نظام خانواده شوند. در اين قبيل خانواده ها، هرج و مرج و بي نظمي به وضوح مشاهده مي شود. علاوه بر اين، باعث پديد آمدن بيماري هاي روحي و رواني و همچنين ترس، اضطراب و دلهره در اعضاي خانواده مي گردد. قربانيان اصلي اين دسته از خانواده ها، اکثر اوقات نوجوانان بي گناه هستند.
مردود شدن
به طور معمول 2 علت دارد:
1) ضعيف بودن در پايه تحصيلي
2) افت ناگهاني تحصيلي که باعث مي شود کودک به مرور زمان از مدرسه گريزان شود.
بي علاقه بودن به درس و تحصيل از جمله مسائلي است که سبب فرار کردن از مدرسه مي شود و چون نسبت به آينده تحصيلي خود نااميد است به اين نتيجه مي رسد که رفتن به مدرسه برايش فايده ندارد. از اين دسته از نوجوانان به طور معمول در خانواده هاي از هم گسيخته و متزلزل بيشتر به چشم مي خورد.
ترس از تنبيه بدني باعث مي شود نوجوان هميشه اضطراب دروني نسبت به مدرسه داشته باشد و آماده فرار از مدرسه باشد.
بي توجهي والدين نسبت به نوجوان و عدم اهميت آنها به تحصيل و تربيت فرزندشان مقدمات فرار از مدرسه را تشکيل مي دهد.
عدم رفاه مالي نوجوان و خانواده باعث مي شود که نوجوان خود را در برابر بقيه ضعيف تر پنداشته از همکلا سي هاي خود دوري جسته وباعث شود که از مدرسه فرار کند.
- عدم توجه معلم به شاگرد و تبعيض قائل شدن: باعث مي شود ديدگاه هاي منفي فکري در ذهنش ايجاد شده و مدرسه را دوست نداشته باشد.
عقب ماندگي ذهني به تعدادي از نوجوانان که در يادگيري مطالب درسي و مهارت هاي شغلي از دانشآموزان ديگر کندتر هستند، عقب مانده خوانده مي شوند. اين نوع دانشآموزان با توجه به اين که چه اندازه در يادگيري مطالب درسي مهارت هاي شغلي و سازگاري اجتماعي از دوستان خود عقب مانده باشند، به طبقات مختلفي تقسيم مي شوند. اين دانش آموزان نياز دارند که موارد درسي متفاوت (از دانش آموزان عادي) جهت حداکثر رشدشان در نظر گرفته شود. نوجوان عقب مانده با اين که از لحاظ هوشي عقب مانده است، ولي به اندازه اي استعداد دارد که بتواند امور و نيازهاي روزمره خود را بدون نظارت بي مورد ديگران اداره کند.
تحقيقات نشان داده که عقب ماندگي ذهني و فرار از مدرسه رابطه مستقيم دارند. در مطالعاتي که در مدارس نيويورک توسط خانم «ايروين» انجام گرفته تقريبا 43 درصد فرار دانشآموزان به علت عقب ماندگي ذهني بوده است.
پيشنهاداتي براي رفع مشکل فرار از مدرسه
1- تهيه و تنظيم کارنامه محرمانه براي هر يک از دانش آموزان به منظور آگاه شدن آموزگاران از وضعيت جسماني و رواني آنها توسط مدير مدرسه.
2- آشنا شدن معلمان با خانواده هاي شاگردان جهت کمک به حل مشکلا ت آنان و آگاه شدن از شرايط حاکم بر فضاي منزل.
3- برانگيختن انگيزه دانشآموزان براي روي آوردن به درس و مدرسه و مطالعات جانبي ديگر.
4- پرهيز از به کارگيري هرگونه تنبيه بدني.
5- توجيه دانش آموزان به اين مساله که مدرسه خانه دوم شماست (درجلسات عمومي که بين مدير ومعلمان يا دانش آموزان برگزار مي شود)
6- کمک به دانش آموزان محروم و مستضعف: لا زم است مربيان و مسوولا ن مدرسه که از توانايي مالي خوبي برخوردار هستند، اين گونه دانش آموزان را تحت حمايت خويش قرار دهند. به خصوص زماني که کودک علا قمند به تحصيل است وخانواده وي به علت مساعد نبودن وضعيت مالي قادر به تامين احتياجات فرزندشان نيستند.
7- شناسايي به موقع کودکان عقب مانده ذهني و معرفي سريع آنها به مدارس يا مراکز مخصوص تعليم و تربيت اين دسته از دانش آموزان.
8- تبديل مدارس ومراکز آموزشي به اماکن علمي - فرهنگي و ترتيب دادن اردوهاي مختلف تفريحي جهت بازديد از زيارتگاه ها، موزه ها، آثار باستاني، تاريخي و ساير مکان هاي ديني ديگر.
9- ايجاد رابطه عاطفي و دوستانه به صورت مداوم از سوي کادر مدرسه با چنين دانشآموزاني. « منبع : فرهنگیان نیوز»




